!

متن مرتبط با «زخم زبان» در سایت ! نوشته شده است

زخم زبان ... سکوت !

  • نیلوبلاگ

    آن روزهایی که وقتی خودت را مرور می کنی می بینی بی دفاع ترین موجود دنیا در برابر زخم زبان های نزدیکانت بوده ای روزهایی که دوست داری بروی درِ خانه ی تک به تکِ کسانی که دلت را شکسته اند را بزنی و بِکِشیِشان دم در و چشم در چشمشان فقط بگویی:"حلالتان نمیکنم" و بعد راهت را بگیری و برگردی! با آن روزهایی که می زند به سرت که بروی در کمد و هر چه نوشته داری را بیاوری و پاره کنی و بعد بنشینی روی همان کاناپه ی همیشگی و قلم به دست با خط نستعلیق روی سردر زندگیت بنویسی"پایان" با آن روزهایی که دوست داری بیست و چهار پله را بالا بروی و روی بامِ خانه زیر آسمان دراز بکشی و فقط با...

    ادامه مطلب